خصوصیات خطرات کشاورزی برای بیمه شدن

 

خصوصیات خطرات کشاورزی برای بیمه شدن

حوادث و فاجعه های طبیعی از حیطه کنترل و اختیار کشاورز خارج است. اما این امر بدان معنی نیست که بیمه محصول می تواند آنها را کنترل نماید. بیمه فقط می تواند با تحلیل های علمی آماری از توالی و تکرار وقایع، نسبت به تعیین تعرفه برای هر خطر اقدام نماید. مثلا خشکسالی خطری است که به علت خسارت زیاد آن پرداخت حق بیمه آن از توان مالی اغلب کشاورزان خارج است. هم چنین است خطر سیل که به واسطه ابعاد گسترده و حجم سنگین خسارت، بیمه آن از نظر اقتصادی موجه نیست.
هر خطری در بخش کشاورزی قابل بیمه شدن نیست. شرایط لازم برای بیمه نمودن یک خطر به ترتیب زیر است:
الف) خطر در یک مجموعه وسیع مطرح و دارای خصوصیت همسان و یکنواخت باشد تا بتوان با بهره گیری از روش های آماری احتمال آن را پیش بینی کرد.
ب) خسارت نمی تواند بدون تأثیر گذاری بر بیمه گذار یا به عبارتی بدون دادن قربانی حادث شود. با توجه به این که بیمه می بایستی خسارات وارده را کاهش دهد، لذا کار آن در عمل مقابله با خسارات فیزیکی است و نه خسارات معنوی انسانی. بنابراین می بایستی بخشی از خسارت توسط بیمه گذار تحمل شود.
ج) خسارات وارده در حد بالایی باشد و تأثیر عمده ای بر کاهش درآمد کشاورز داشته باشد و گرنه خسارات جزئی به علت قرار گرفتن زیر فرانشیز شامل دریافت غرامت نشده و حتی بیمه پرداختی را نمی پوشاند.
د) و بالاخره می بایستی از دو جنبه عینی و ذهنی شرایط بیمه شدن را داشته باشد. از دیدگاه ذهنی می بایستی این فرهنگ پذیرفته شده و آمادگی در کشاورز باشد که لزوم بیمه را درک کند. از جنبه عینی نیز کشاورز می بایستی قادر باشد هزینه بیمه را بپردازد یا به عبارتی توان مالی پرداخت حق بیمه را داشته باشد.
در هر صورت چه با کمک دولت و چه بدون آن مردم باید ضرورت و اهمیت بیمه را درک کنند و آمادگی پذیرش قسمتی از هزینه ها را داشته باشند. در غیر این صورت این برنامه بیمه نخواهد بود و ضمن مغایرت با مفهوم بیمه به صورت یکی از اشکال کمکهای دولت در می آید. این تقسیم بندی فوق را می توان به شکل دیگری بیان نمود.

بر این اساس می توان شرایط لازم برای بیمه نمودن خطرات کشاورزی را به شکل زیر طبقه بندی نمود:
١- خطر واقعی باشد. به عبارت دیگر خسارت غیرقابل پیش بینی و کاملا احتمالی باشد. در ارتباط با این امر انسان می تواند در نقش مثبت و منفی در مقابله با خصلت غیر قابل پیش بینی بودن خطر داشته باشد. مثبت از این جهت که احتمال وقوع خسارت را تشدید کند، مثلا در مسیل، تأسیساتی احداث کنند که جلوی عبور آب را سد کند. در این حالت هر باران عادی می تواند تبدیل به سیل شود. نقش منفی از این دیدگاه که احتمال وقوع را کاهش دهد، مثل ساختن شبکه های آرمی که زیان ناشی از بارانهای شدید را کم می کند.
البته یک اصل منطقی می گوید در جائی که همیشه خسارت وارد می شود (مثل سیل ها) چاره کار در بیمه نیست بلکه احداث تأسسیات محافظتی مثل سیل بند است.
۲- در مقیاس وسیع قابل اندازه گیری باشد. خطر می بایستی در وسعت و مقیاسی باشد که با استفاده از قوانین علم احتمالات بتوان آن را اندازه گیری کرد. مشکلاتی که در این راه وجود دارند عبارتند از: تمیز خسارات عمدی از غیر عمدی، زیرا عامل انسانی نقش اساسی در کاهش یا افزایش خطر دارد. مثلا غفلت کشاورز منجر به مرگ دام ها خواهد شد و یا در یک مزرعه عدم توجه به ساختن زه کش، زمینه را برای جاری شدن سیل فراهم نماید.
– تشخیص عامل واقعی خسارت مثلا تگرگ که بخش مهم و بسیار مشکل کار بیمه می باشد.
– مشکل بزرگتر عدم اطمینان به ثبات طبیعت می باشد. پیش بینی احتمال خطر در آاینده با توجه به اطلاعات گذشته مشکل عمده می باشد. آمارهای میانگین گذشته هم در مورد طبیعت چندان با ثبات و قابل اتکا نیست و یک سال می تواند همه محاسبات گذشته را بهم ریزد.