تعیین تعرفه بیمه محصولات کشاورزی

 

تعیین تعرفه بیمه محصولات کشاورزی

مشکلات تعیین تعرفه مناسب، متعدد می باشد. مسائلی چون مشخص نبودن بازده واقعی مزارع، کار بررسی را به شدت پیچیده می سازد. روشی که تا حدودی از سهولت بیشتری برخوردار است بیمه محصول بر اساس حجم سرمایه گذاری انجام شده در یک دوره تولیدی است. در این روش به علت معلوم بودن میزان سرمایه گذاری، تعیین تعرفه ساده تر بوده و به علت محدود بودن مسئولیت بیمه گر، نرخ حق بیمه نیز کاهش یافته و کشاورز با سهولت بیشتر قادر به پرداخت هزینه بیمه خواهد بود.
به علت کمبود اطلاعات آماری، تعیین نرخ با محدودیت بسیار رو به رو است و لازم است به گونه ای عمل شود که قابل اصلاح و تعدیل باشد. چنین نرخی متضمن موارد زیر می باشد:
الف – نرخ خالص خطر (و احتمال وقوع آن).
ب- هزینه های اداری و اجرایی ج- توزیع ذخایر متناسب با حجم خطر.
در پاره ای از کشورهای پیشرفته بخشی از حق بیمه که مربوط به هزینه های اداری و ذخایر می باشد توسط دولت تأمین می گردد. شیوه دیگری تحت نام بیمه اعتبار و وام مورد عمل می باشد که در آن مشکلات ناشی از عدم باز پرداخت بدهی ها تخفیف یافته و موقعیت اعتباری کشاورز نیز نزد سازمانهای اعتباردهنده تحکیم می گردد. در کلیه روش های بیمه محصول اعم از بیمه براساس بازده محصول یا سرمایه گذاری و یا بیمه وام و اعتبار، خطرهای محدود می تواند کارآیی برنامه بیمه را تضمین نماید. حتی کشورهای پیشرفته صنعتی نیز در گزینش خطر، بسیار با احتیاط عمل می کنند و اغلب یک یا چند خطر انتخابی را پوشش می دهند. خطرهایی همچون تگرگ، دزدی، آتش سوزی،… ممکن است به تنهایی هر کدام موضوع یک برنامه بیمه محصول و وام باشند.
در تدوین هر طرح بیمه محصولات، اهدافی که سازمان بیمه به منظور تحقق آنها به وجود آمده تعیین کننده شیوه نرخ گذاری تعرفه ها می باشد.
در این جا به سه روش اجرائی نرخ گذاری تعرفه اشاره می شود:
١. تعیین تعرفه واحد برای کلیه کشاورزان.
۲- تعرفه واحد برای کلیه کشاورزانی که در یک محدوده معینی از نظر ریسک قرار دارند، که این محدوده ریسک می تواند یک ناحیه کوچک، مناطق بزرگی از یک استان و یا محدوده های طبیعی باشد. بدین ترتیب هر محدوده ریسک، تعرفه خاص خود را دارد.

٣- برای هر کشاورز یک تعرفه معین: در این طبقه بندی می توان در مواردی مثلا تعرفه واحد برای کلیه کشاورزان را به تعرفه معین برای هر کشاورز را به ردیف ۳ نزدیک نمود. به عبارت دیگر زمانی که یک تعرفه واحد برای کلیه کشاورزان تعیین شده است دادن تخفیف به کشاورزان نمونه خود نوعی تعیین تعرفه خاص تلقی خواهده شد.
دلائلی که در تعیین تعرفه واحد و یکسان برای کلیه کشاورزان می توان اقامه نمود، عبارتند از:
– تعرفه واحد به کشاورزان مناطق پر خطر کمک می نماید تا خود را بیمه نمایند، زیرا در غیر این صورت آنها به علت بالا رفتن تعرفه قادر به تأمین حق بیمه نخواهند بود. بدین ترتیب منابع مالی سازمان بیمه از مناطق کم خطر به سمت مناطق پر خطر جریان خواهد یافت.
مناطق کم خطر به سمت مناطق پر خطر جریان خواهد یافت.
-تعرفه یکسان از دیدگاه سیاسی – اجتماعی تلقی می شود.
در مقابل، دلایلی نیز بر علیه برقراری تعرفه یکسان ایراد شده است:
-کشاورزان مناطق کم خطر از این که به مناطق پر خطر یارانه بپردازند، ناخشنود بود.
-چنان چه طرح بیمه اجباری نباشد کشاورزان مناطق کم خطر تمایلی به بیمه شدن نخواهند داد. که در  این صورت موجب کاهش تعداد بیمه گران در این مناطق خواهد شد. بنابراین سازمان بیمه قادر به ایجاد تعادل مابین حق بیمه های دریافتی و خسارات پرداختی نشده و توازن مالی بیمه گر به کلی  مختل خواهد شد.

– به منظور حفظ سطح مشارکت کشاورزان و تحکیم ثبات مالی، می بایستی برنامه بیمه محصول،اجباری باشد.
در بحث بر سر تعرفه، عامل مهمی به نام یارانه دولت وجود دارد که می تواند به کلیه مشاجرات فوق خاتمه داده و تا حدودی عدم تساوی ها را تعدیل نماید. بدین ترتیب انگیزه کافی برای کشاورزان مناطق کم خطر ایجاد خواهد نمود.