اخلاق حرفه ای در صنعت بیمه

اخلاق حرفه ای در صنعت بیمه

زمانی که بحث بیمه مطرح می گردد به چند دلیل بحث اخلاقیات مشکل می گردد چرا که تبعیض، جوهره وذات این صنعت می باشد. اگر شرکت بیمه ای یک راننده خوب و یک راننده بد را با حق بیمه برابر، بیمه کند، این شرکت به زودی در خواهد یافت که تنها به بیمه کردن رانندگان بد می پردازد (نظریه انتخاب نامساعد). به همین دلیل بیمه گران بین رانندگان بر اساس سوابق رانندگی شان تفاوت قائل می گردند. اما با این وجود، باز جامعه برخی تبعیضات قابل سرزنش را می بیند و مانع از تبعیض بر اساس این مبانی می گردد. تبعیض میان گروه های مردم (بین افراد) اخلاقا و قانونا نهی شده است،  اما چنین تبعیضی در صنعت بیمه به صورت یک عادت شده است، هر چند شاید جزء سیاست شرکت ها نباشد. مسأله اخلاقی در این جا مربوط به عدم وجود معیارهای مؤثر برای شرکت ها جهت جلوگیری از اعمال این تعصبات و گرایش ها را هنگام تلاش برای کاهش این هزینه ها می باشد. به عنوان مثال  بیمه گران ممکن است گرایشات و تعصبات کارکنان خود در فرآیند تصفیه خسارات بیمه گذاران را هنگامی که این تعصبات در راستای سودرسانی به بیمه گران عمل می کند نادیده بگیرند. این نوع تعصبات و گرایش ها در هنگام تصفیه خسارات بسیار آشکارتر از تعصبات در هنگام فروش بیمه نامه می باشند.

بیمه، تجارتی بلند مدت است و لذا نمی توان صرفا ایده هایی را پذیرفت که به ارتقاء سود در کوتاه مدت کمک می کند، زیرا روابط پایدار آتی را تخریب می کند. بنابراین ، کاربرد اصول اخلاقی در این صنعت ضروری است. اخلاقی بودن سودآور است، اما اخلاقی بودن به خاطر سودآور بودن آن غیر اخلاقی است که علاوه بر آن، در بلندمدت سودآور نخواهد بود. بیمه خرید تامین و پوشش در برابر خطری است که خریدار مطمئن نیست با آن مواجه خواهد شد یا نه، اما متقاعد شده است که پوشش خریداری شده مناسب است و در صورت نیاز به کار خواهد آمد.صنعت بیمه ذاتا با موضوع اعتماد و اخلاق سرو کار دارد. بیمه گران باید منصف و در عین حال سخت گیر باشند. تقلب به هیچ عنوان نباید مقبول باشد و جلوگیری از آن مسئولیت اخلاقی تمامی بیمه گران است،زیرا در صورت کوتاهی آنها، تاوان آن را اغلب مشتریان و سهامداران به شکل پرداخت حق بیمه های بیشتر و دریافت سود کمتر، پرداخت خواهند کرد.

محصولات بیمه تماما باید دارای عنصر واقعی انتقال ریسک باشند و این اساس کار بیمه است. درعین حال ارتقای راه های جایگزین برای انواع ریسک هایی که قابل بیمه نیستند، از وظایف آنهاست.صنعت بیمه نمی تواند به سادگی به مشتریانی که به دنبال پوشش های  مناسب هستند، نه بگوید ؛ بلکه باید بدیل های جایگزین را ارائه کند. هم چنین شرکت های بیمه برای حفظ اعتماد مشتریان باید از نظر مالی قوی بوده تا بتوانند به تعهدات بلند مدت مالی خود عمل نمایند. کانال های فروش و به عبارتی واسطه ها مانند کارگزاران، نمایندگان و کارکنان نقش کلیدی در جذب و حفظ مشتری بر عهده دارند. در مقابل، شرکت های بیمه باید ملزم به همکاری با کارگزاران و نمایندگانی باشند که استاندارد های اخلاقی را رعایت کرده و از حرفه و دانش لازم برای ارائه  توصیه ها و راهنمایی های صحیح مشتریان برخوردار هستند.این بدین معنی است که واسطه ها باید قبل از شروع فروش محصولات، غربال شوند. آنها هم چنین باید به طور دائم تحت نظارت باشند و رفتارهای غیر اخلاقی و متقلبانه آنها به هیچ وجه تحمل نشود. بنابراین، انتخاب و غربال کارگزاران نه تنها می بایست بر روی مهارت های فنی و حرفه ای آنها تمرکز یابد ، بلکه می بایست شامل سوابق  مالی و اخلاقی آنان نیز باشد. کارگزاران و نمایندگان نباید صرفا به عنوان عوامل جلوبرنده فروش بیمه نامه های  شرکت الف یا ب نگریسته شوند، بلکه باید بر اساس یک رابطه  اعتماد محور با مشتریان خود، به عنوان مشاوران ارزش افزاینده عمل کنند. آنها نه تنها وظیفه فراهم کردن اطلاعات مناسب برای مشتریان را بر عهده دارند، بلکه لازم است تمام اطلاعات مربوطه  را از مشتریان خود بگیرند تا قادر به ارائه بهترین پیشنهادها به آنان باشند. این امر زمانی امکان پذیر است که بیمه گذار به نماینده با کارگزار بیمه اعتماد و در اطلاعات خود او را شریک کند. پس بدون اعتماد، واسطه ها نمی توانند به درستی وظیفه خود را انجام دهند. برای حصول اطمینان از حفظ توانایی واسطه ها، لازم است که دانش و مهارت آنان از طریق آموزش و مساعدت های تحصیلی ارتقاء یابد.

اغلب گفته می شود کار بیمه گران مدیریت ریسک است، اما می توان این گونه نیز گفت که کار آنها مدیریت اعتماد است. اعتماد نیز مقوله ای است که تنها میان افراد و گروهها، قابل تعریف است. اعتماد در روابط بین بیمه گران و واسطه ها و بیمه گذاران به تدریج ایجاد می شود. اگر فرهنگ و اصول زیربنایی یک شرکت بیمه و واسطه های آن بر مبنای استانداردهای اخلاقی نباشد، حاکمیت شرکتی به طور صحیح ایجاد نشده است. اخلاقی بودن به دلخواه مدیران یک شرکت نیست، بلکه امروزه رفتار اخلاقی به یک ضرورت اقتصادی تبدیل شده است. زمانی که سهامداران، مشتریان و جامعه ادراک منفی از رفتارهای اخلاقی یک شرکت داشته باشند، سودآوری بلندمدت و در نهایت بقای آن شرکت به خطر می افتد.

اطلاعات مربوط به منشور اخلاق حرفه ای صنعت بیمه در کشور ایران را مطالعه کنید.